جمله‌ای که به ذهنم میرسه :

نترس مادر

من قضای تمام فریادهایت را ادا میکنم

چیزی که برای گفتم دارم:

مایوسم . از داشتن چیزی که دقیقا میخواستم اما امیدوار به رسیدن به چیزهایی که حتی فکرشم نمیکنم.

باید اینو بهت میگفتم:

بیا باران باش

راه را مرطوب کن

حسادت گل را نشانم ده

سالهاست مرا نبوییدی

نگو جاده خسته است

دل تنگی آسمان را ببین!

نزدیکتر باش

صدای خرد شدنم را از دور نمیشنوی .

گاهی فکر میکنم چه سکوت عاقلانه ای بود . شایسته نبودی برای این همه اشتیاق.

::::::::::::::::

چند روز پیش رفتم زیارت امام رضا.

خیلی خوبه وقتی بتونی به جای مهر گنبد طلاشو نگاه کنی وقت نماز

نزدیک ذریحش که رسیدم ٬ با تمام وجود داشتم از خجالت آب میشدم

گریه کردم. لبخند زدم . ترسیدم . بعد هم آروم شدم

اولین باری بود که میدیدمش

::::::::::::::::

چطور میتونم خوب باشم؟

از آدم های خوب چی تو ذهنتونه؟

برام مهمه.

::::::::::::::::

یه جمله:

ارزش انسانها به حرفهاییست که برای نگفتن دارند.(چیزی مونده که نگفته باشم؟)

/ 20 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سهيل

salam khobi che khabar bab to ham tobe kon perspolice sho lotfan bai pesh ma bay bay

سوم شخص مفرد

خيلی آشفته ست

ارمين ارين

آمدم/ جستچو کردم/ نيافتم/ درود .. خوبی .. من همونم که هميشه غم و غصش بی شماره .. . ممنون که گاهی با منی.. فراموشم شده ولی اگه به ياد بيارم بهت ميگم .. سردر گم نيستم پس سر در گم نشو .. منظورم نوشته های قديمی بود.. برات ارزوی موفقيت دارم. هر وقت به دوستان سر ميزنم متوجه گذر زمان ميشم واسه همين مدتيه از اينترنت فرار ميکنم. خوش باشی. بدرود تا اتيه ای نزديک

محسن

سلام...هيچی ... فقط وقتی داشتم توصیفت رو از اولین دیدارت با کسی که خیلی کوچیکیم واسه دیدارش رو می خوندم اشک تو چشمام جمع شد .نمدونم غمام تموم شد یا تو یه غم بزرگتر گم شد اما بغض کردم . من - (( یعنی همون که همه فکر میکنن خیلی بی احساسه )) - بغض کردم . يه بغضی که خيلی دوستش دارم و اين رو اين بار مديون توام ... آقا حقارتمون رو به حقيقت عظمتت نديده بگير و اجازه بده باز هم چشم نالايقی خودش رو تو اون ضريح پاک شستشو بده و بغض کنه یه بغضی که خیلی دوستش داره.

گل پسر

سلام غزاله خانوم وبلاگ جالب وقشنگی داری من از وبللاگ شما خوشم آمد اگه با تبادل لينک موافق هستی خبرم کن اميدوارم دوست های خوبی برای هم باشيم فعلا بای

زهرا معتمدی

"بگذار دیگران هر چه دلشان می خواهد بگویندو فکر کنندولی واقعیت اینست که زندگی حتی قبل از اینکه ما برای همیشه ترکش کنیم ترکمان می کند" بعد از مدتها با غزلی به روزم !

مسافر هندوستان

وای اين نوشته ها چه آشناست... چه دلنشين اين منم، دوباره بازگشتم و سفرنامه را گردگيری کردم... شرمنده از تمام محبت هايی که نتواستم جبران کنم.... بارها به من سر زدی و پاسخ نگرفتی. موفق باشی .... ادامه بده

علی اکبر

انسان خوب برخلاف ارزوهايش می ميرد

علی اکبر

تنها سکوت نفرت انگيز زندگی(سربالايی پارک شيان)