اضطرابی که به يقين رساند او را

در من حلول کرد

افسانه‌ای ديگر زاده شد

ما به بی‌وارثان تاريخ پيوستيم

باری٬ تمام راه را ساييديم با چنگهای خون آلود

به کجا رسيديم؟

از کدام راه آمديم که گلها را وقت رستن سنگ پنداشتيم؟

عرشها را فرش کرديم٬ چگونه با شقاوت حريم ملکوت را

آن پايگاه ابدی عالم را

زير پای غرور طاووس‌های بی‌پر نهاديم

ما به شاهراه هم شک داشتيم

نويد دوستی با اطمينان ايمان را چه کس فرياد زد؟

برادری با برابری مثل شب بود برای صبح

مگر نديده بوديم دستان کودکی که از شلاق ترس

روی گونه‌های کبود يک اشتباه می‌لرزيد؟

غوغای باران هم کفايت نمی‌کند

شايد روح ملکوت خون بی ياران را از دستهای جهان پاک کند

شاد باشيد که روزی می‌دانم

ما از همه برتر خواهيم شد

روزی روی ابرها راه خواهيم رفت

و به باد فرمان عبور خواهيم داد

ما به آسمان خواهيم پيوست

اما نمی‌دانم آن سال که ما می‌رويم

لکه‌های خشم با ما می‌آيند؟

يا دنيا٬ تا ابد٬ از نور کرده‌ها٬ اين تنها وارثان ما

سرشار خواهد ماند؟

نمی‌دانم و تظاهر می‌کنم که آگاهم

گاهی به خاطر بياوريم

شايد آسمان هم آتش داشته باشد.

 

/ 10 نظر / 8 بازدید
dj dangerous(mamali)

salam gazale jon khoobi? kheyli webe gashangi dari in matne akhar ham kheyli gashang bood ye sar ham be man bezani khoshhal misham tabadole link mikoni?

dj dangerous(mamali)

salam gazale jon khoobi? kheyli webe gashangi dari in matne akhar ham kheyli gashang bood ye sar ham be man bezani khoshhal misham tabadole link mikoni?

Fati

:) قشنگ بود شعرات قشنگن بايد سر فرصت بيشتر بخونمت:)

قهوه چی

شعرهای زيبايی بود. سراينده اين اشعار خود شما هستيد؟

زهیر

زهیر جمعه 12 اسفند1384 ساعت: 5:5 دوستان و سروران عزیز. لازم به ذکر است که کلیه وبلاگ های قدیمی اینجانب که بسیار پربیننده بود (بنا به اظهار مدیریت پرشین بلاگ و بلاگ فا در 1 سال پیش) به اسمهای روشنگر و سیب سرخ و لاله آبی و روشنفکر و لبیک که به نوعی مربوط به من بود ( مستقیم یا غیر مستقیم ) همه بنا به دلایلی که شاید روزی خواهم گفتم غیر فعال می باشند . من خیلی خوشحال می شوم که نظرات شما را بشنوم . حتما به وبلاگ من سر بزنید .این بار با اسم حقیقی خودم وبلاگ نوشتم و در ضمن این بار فقط و فقط به طور مستقیم خودم مسول مطالب مندرج شده هستم. پیشاپیش اگر کیفیت مطالب وبلاگ مثل گذشته نیست عذر خواهی می کنم. چون هم این بار دست تنها هستم و هم دیگر پیر شدیم و کم حوصله . قربان شما دوستان عزیز آدرس وب لاگ http://zoheir2006.blogfa.com

zita

سلام.ممنون از لطفت.نه هيچ باران و آتشی اين خون را از دستهای جهان پاک نخواهد کرد.

chakad

سلام از آشناييت خرسندم نمی دونم چی بگم چون دوست ندارم با نوشتن چيزی رو بيان کنم اما چاره ای نيست اما بازم سکوت و زمزمه

Sh.A

خيلی زيبا و پر احساس بود ! موفق باشيد...

حمی