جمله‌ای که به ذهنم میرسه :

نترس مادر

من قضای تمام فریادهایت را ادا میکنم

چیزی که برای گفتم دارم:

مایوسم . از داشتن چیزی که دقیقا میخواستم اما امیدوار به رسیدن به چیزهایی که حتی فکرشم نمیکنم.

باید اینو بهت میگفتم:

بیا باران باش

راه را مرطوب کن

حسادت گل را نشانم ده

سالهاست مرا نبوییدی

نگو جاده خسته است

دل تنگی آسمان را ببین!

نزدیکتر باش

صدای خرد شدنم را از دور نمیشنوی .

گاهی فکر میکنم چه سکوت عاقلانه ای بود . شایسته نبودی برای این همه اشتیاق.

::::::::::::::::

چند روز پیش رفتم زیارت امام رضا.

خیلی خوبه وقتی بتونی به جای مهر گنبد طلاشو نگاه کنی وقت نماز

نزدیک ذریحش که رسیدم ٬ با تمام وجود داشتم از خجالت آب میشدم

گریه کردم. لبخند زدم . ترسیدم . بعد هم آروم شدم

اولین باری بود که میدیدمش

::::::::::::::::

چطور میتونم خوب باشم؟

از آدم های خوب چی تو ذهنتونه؟

برام مهمه.

::::::::::::::::

یه جمله:

ارزش انسانها به حرفهاییست که برای نگفتن دارند.(چیزی مونده که نگفته باشم؟)

لینک