افيليای بيچاره   

«به عيسی و به نيکوکاری قسم

افسوس از اين رسوايی!

مردان جوان اگر دستشان برسد

آن کار را می کنند. گناهش بر گردن خودشان!

دخترک گفت « پيش از اينکه مرا فرو بيفکنی

قول دادی با من ازدواج کنی »

جوان گفت به خورشيد قسم

که همين کار را می کردم

گر تو به بسترم نمی آمدی!»

- ....

- خوب . باقيشو بخون. من کلی کار دارم

- ماما من . منم ...

- توام چی ؟ چی داری می گی . حوصله ندارم. بعدا برام بخون

- ديوونه ( به دستهاش نگاه کرد. تا حالا فکر می کرد فقط تقصير اوناست. آره ديگه فهميده بود

ديگه می دونست چرا از دستش داده بود. شکسپير به دادش رسيد.

 اونم مردارو شناخته بود)

٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬

هفته خيلی خوبی بود . پر از هديه و گل . ديگه غرغر نمی کنم . هيچکس يادش نرفته بود . البته بماند که حتما آدم خيلی خوبی هستم که همه به فکرم بودن.خلاصه جای تمام اونايی که بهم تبريک گفتن و می خواستن بگن وقت نشد تو مهمونيم خالی بود به خصوص جای ....... .

٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬

از خودم

- فرياد؟

- آری

- و بعد؟

- اشک

- و باز؟

- عشق

- به چه؟

-دوست. حق. خدا.

- سرانجام؟

- رضايت. لحظه ای زندگی. مثل حقيقت لبخند.

- حقيقت يا حماقت؟

- اصل. ستون. لبخند.

- باز هم می آيی؟

- شايد. اگر باز رها باشی ...

- قاصدک. من ...

- نه . فارق شو. پرواز کن . به جمع شاپرکها هم برسی کافيست. چرا جرم؟ هوا باش.

- پرستو ... تومی مانی؟ ابدی يا ...؟

- فانيم

- به شوق نيستی پرواز از بر کنم؟

- فرسوده در خاک يا فانی بر ابر؟

- ابر

- پس رها باش.

لینک
       

سلام

فردا قراره يه اتفاقی بيفته. نمی دونم چرا اطرافيانم می گن يه فاجعه نه اتفاق ؛ چه فاجعه‌ای ؟؟؟ خوب همه يه روز متولد می‌شن ديگه ! چرا به من که می‌رسه همه هول می کنن؟؟؟

واقعا از شخصيت آرام و سربه راه من شرمنده نيستن ؟

توی اين ۱۹ سال چقدر منو اذيت کردن ؟؟!!

ولی من با طبع آرام و انتقاد پذير خودم تمام اين بارهای سنگين تهمت رو به دوش می‌کشم ؛ تمام دروغهايی که راجع به بداخلاقی ها و آزارهام  می‌گفتن . من همه رو می بخشم .

در هر صورت تولدم مبارک ؛ با اينيکه خودم به خودم تبريک گفتم شد سومين پيام تبريک .

 راستی شما چندميشو فرستاديد؟؟؟؟؟؟؟؟؟

يه جمله  خدايا رحم کن به همه کسانی که بر خود دل می‌سوزانند. چون خويشتن را خوب می‌پندارند و گمان می کنند که زندگی با ايشان به عدالت رفتار نکرده است . زيرا اينان هرگز موفق نمی‌شوند به <مبارزه درست> بپردازند.               کوئليو

لینک
       

 

چه زود گذشت . دوباره بايد لبخند زد . به آدمهايی که تا حالا نديده بوديم . حتی به اونايی که دل خوشی ازشون نداريم . مثلا همکارم آقای ... .

خوب اينجوريه ديگه . بايد برای رسيدن به طاووس جور هندوستان کشيد .

شايد بهای اين سختی ها آرزوهای بزرگمون باشه . آرزوهايی که بايد مراقبشون باشيم. چون ممکنه يه روزی واقعيت بشن .

  ٬٬٬     

روزها را

و شبها را

به تو می بخشم

حتی ماه را که برايم مظهر ظهور است

و حتی آب را که الهه دارد

به تو و فرسوده لبخندهای گنگت

وجود گره خورده و پوسيده نگاهت

صداقت نفس را بردار

برايم يک حادثه کافيست

شايد معجزه . اعجاز روز تظاهر

تنها يک بانگ صدا :

« نامم را فرياد زن »

ذره ای در من طلوع خواهد کرد

موعد رسيدن گذشت

عبور کردی و جا ماند حسم

سينه ات را نگاه کن

تار موی وحشت را به باد بده

ارزانی چشمانش

برتر از عشق صدای چکيدن اشکهايت بود

شايد لايق نباشم

ديدم برايم گريستی

برتر از عشق صدای چکيدن اشکهايت بود

 

لینک
       

نمی‌دونم چرا يه جورايی نوشته‌هام داره سياسی ـ اجتماعی می‌شه . 

به هر حال اميدوارم هيچ کدومتون مثل من تعطيلات عيد تنها نباشين .

با تو اشک ميريزم ٬ با تو

برای تو نيست٬ نه

من محتاج ترم به اشک

بيا فارق شدن ماهی را از تخم ببينيم

ديگر ماهی‌های طلايی برکه‌ها هم کوسه می‌زايند

صد دام ساخته‌اند با نيرنگ به دام انداختن خارها

مگر نمی‌بينند جغدها در اين جنگل قانونمند هنوز آزادند

اشک می‌ريزيم

برای خود

ما به تنهايی محتاج‌تريم ٬ تا حراج‌های بزرگ

تا جايی که شرافت زنانه را به شريف‌ترين نقدها می‌خرند

تا جايی که جان هست و مرده‌ها را در معبد اهوراييشان ستايش می‌کنند

نمی‌دانند با اين بازی

اهريمن را پيروز ساخته‌اند

شهر پر شده از ندای :«روحت شاد اهريمن نيستی که ببينی....»

 روزی زالی بود ٬ که شبها با خيال سپيد چهره‌اش کودکان را در خواب می‌کرديم

امروز به جرم دم زدن از نوادگان رستم که بيداد زمان را به تنگ آمده‌اند سالها از نگاه کردن به آسمان محروم می‌شويم

اين حقيقت نيست

دستان ما کوتاه است

قامتها را خم می‌کنيم از چهارراههای تاريک تعظيم بگذريم

جرعه‌ای٬ هر چند بدل. قطره‌ای ٬ نه دريا. ثانيه‌ای ٬ نه سالها . به ما آبادی آزادی را نشان دهيد

زخم چرکين جنگ٬ زير اين پوشيده نقابها آزار می‌دهد

بوی دلنشين شرابهای ناب چند ساله٬ جای بوته‌های ياسی که هديه می‌داديم و اقاقيايی که می‌گرفتيم را پر کرده

روحت شاد اهريمن ٬ نيستی که ببينی....

لینک